ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
123
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
او همچنين كوشيد از كاركنان شركت هلند 20 تومان باج بگيرد كه اتلام عجالة از پرداخت آن جلوگيرى كرد . كاركنان شركت انگليس فقط مىبايست 6 تومان بپردازند . شايد به اين سبب كه انگليسيان به زاهد على قول دادن يك كشتى را داده بودند تا توسط آن طرح از ميان بردن باسعيدو را اجرا كند . وى همچنين با اخاذى پول از اهالى به پر كردن جيبهايش ادامه داد . ( ف 3467 ) وضع بندرعباس از ناگاه با آمدن سيد احمدخان در 22 اكتبر 1727 يكبارگى تغيير كرد . او زاهد علىخان را بازداشت و همه دارائيش را مصادره كرد . چون شايعهء نزديك شدن افغانان همى بود سيد احمدخان دستور داد تا باروهاى شهر را استوار سازند . افزون بر اين بر مردم بندرعباس مالياتى وضع كرد و به زحمت از منازعه با شركت هلند چشم پوشيد . افغانان در 26 نوامبر به سركردگى نداخان به روستاى بند على رسيدند . و پس از زد و خوردهاى كوتاهى كه ميان دو گروه رخ داد در آغاز دسامبر 1727 عقب نشستند . نداخان چشم به راه آمدن سپاهيان اصلى به سركردگى زبردستخان ماند . سيد احمدخان عقب نشينى را بر جنگ ترجيح داده در 20 دسامبر 1727 از بندرعباس بيرون رفت . دو روز بعد زبردستخان بندرعباس را تسخير و سيد احمدخان را كه به آبادى ارسو عقب نشسته بود دنبال كرد . زبردستخان دستور داشت كه اگر نتواند سيد احمدخان را نابود كند او را براند و نيز مأمور بود كه محمد ميرزا شاهزادهء صفوى يا چنان كه غالبا به او اشاره شده « نواب » را نابود كند . از اوت 1727 از جنبشهاى نواب خبرى نبوده است . در 6 ژانويه 1728 نشانهاى از تجديد حيات او پديد گشت و گفته شد كه در ميناب است و براى جنگ كمر تنگ بسته است . اين خبرها به گوش زبردستخان كه در جستجو و انديشهء دستگير كردن وى بود رسيد . اما چون سرب و باروت چندانى نداشت پيش از هر كار از شركتهاى هلند و انگليس سرب و باروت درخواست كرد . انگليسيان هشتاد من به او دادند اما اتلام به اين دليل كه اين معامله با اصول تجارى شركت هلند مغاير است از دادن آنها تن زد . اين درخواست بارها تكرار شد و زاهد علىخان كه باز خود را